
یک آسمان تمنا
حرم، یک امنیت بی کران است. وقتی که عزم زیارت می کنی، با پای دل و با همه ی عشق به زیارت ستاره ی هشتم نائل می شوی.
زبانت به عطر سلام معطر می شود. اولین قدم را که بر می داری پای در دنیایی دیگر می گذاری، این جا با همه جا فرق می کند.
حرم، چون دریا بی کران است و چون اشک زلال. آب و هوای این سرزمین ملکوتی است. آبشاران امید، از چشمه ساران ضریح می جوشد و تا دل امیدوارت امتداد می یابد و تو، غرق در لحظه ها گام بر می داری. برای احترام، کفش از پا بر می کشی و پای از تعلقات بر می داری.
این جا یک گام به منزل نزدیکتر شده ای .
پای کوبان تا امتداد وصل هروله می کنی. وارد ایوان آینه می شوی. به تعداد ثانیه ها تصویرت در آینه هویدا می شود.
می توانی شکستگی خود را در آینه های کوچک و بزرگ اینجا به تماشا بنشینی.
اذن دخول می طلبی، آنها آنقدر کریم اند که با درخشش اولین اشک در دیدگانت پذیرایت خواهند شد. اصلاً این اشک مجوز ورود توست. اذن دخول را که خواندی، گردنبند تسبیح را به گریبان دلت آویخته ای.
جذبه ای تو را به سمت خود می کشاند، در این ازدحام جمعیت، کسی راه را برایت می گشاید، از خود بی خود می شوی.
دروازه ای به سویت می گشایند، در را می بوسی و باز هم به ذکر سلام معطر می شوی، اینجا بهشت است.
اگر خوب گوش بسپاری و آماده باشی، صدایی از جنس نغمه های آسمانی سلامت را پاسخ می دهد.
در شبستان حرم، ستاره ای روشن تر از خورشید در مرکز این آسمان می درخشد، محو ترنم شیدایی آن می شوی.
خوب دقت کن، کسی تو را به سمت خود می خواند، کسی دستانت را می گیرد و تا کنار ضریح می آورد و بر مشبکهای ضریح دخیل می بندد. اکنون چشمانت آینه کاری شده است.
زیارتنامه را زمزمه می کنی. زیارتنامه چشمه ساران زمزمه است که جان عطشناکت را سیراب می کند و روح خسته ات را رمق می بخشد.
گل بوسه ای بر ضریح حک می کنی. دلت حاجتش را گرفته است اما نمی خواهد از حرم دل بر دارد.
تمام جانت تمنای این را دارد که در این خلسه ی آسمانی بمانی و عاشقانه می سرایی: «اَلسلامُ عَلَیکُم یا اَهل بَیت النُبُوَه»
«اَلسَّلامُ عَلَیک یا عَلی ابنِ موسَی الرِّضا»
تو، در حج دل نیازمندت مولای غریب قریب را می خوانی و در آشیانه ی آل محمد(ص) بر فرزندش مهدی سلام می کنی و التماس می کنی که: «اللهم عجل لولیک الفرج» و دلت، بهاری ترین لحظات خود را می گذراند.
برای کبوتر دلت دانه ی عشق می پاشی و به او قول می دهی که هیچگاه آن را از ضریح دلباختگی جدا نکنی.
به امید آنکه آخرین زیارتت نباشد، از حرم خارج می شوی، اما دلت را در حریم جانان، جا گذاشته ای.
زیارتت قبول

هلال نقره ای ماه ، آسمان رمضان را روشنایی بخشیده است و منِ خاکی در این ثانیه های آخر به یک ماه مهمانی می اندیشم ، به یک ماه خاطره ی آسمانی ، به یک ماه « ربَّنا لا تزغ قلوبَنا »ی دستانم ، به یک ماه طعم دعای سحر و به یک ماه تشنگی !
خدایِ آسمانیِ دل خاکی ام ، تو را قسم می دهم به این لبان تشنه ، ما را با نگاه مهدی ات سیراب گردان و این شب عید ، آخرین شب عید بی مهدی باشد .
خدایا آسمان نیازم سرشار از توست ، من روزه دار عاشقی را بیش از این تشنگی مده ! و قدم های مهدیت را هدیه ی روز عید نصیب ما گردان .
« اللهُم اجعَل صیامی » در این شهر رمضان « بِالشُکر و القبول عَلی مَا تَرضاهُ ... » امشب منِ سراپا خاکی ، همانند شبهای قدر به نیایش تو نشسته ام و تاریکی شب را در زیر نور مهتاب با ذکر شمار عاشقی ام انتظار می کشم ... انتظار ! انتظار رسیدن روزی که فطریه ی عاشقی ام را بپردازم ، قلب کوچکم را می گویم ... ای مهدی قلبم برای تو ، منتظرمان نگذار !
امشب من با مهتاب به درد دل نشسته ام و حضور مهدی را تمنا می کنم تا آسمان دلم را با آمدنش مهتابی سازد .
من در سیل سرشکم غسل عید به جا آورده ام ، غسل شادمانی ، غسل شوق ...
صدا می آید ... الله اکبر، خدا بزرگ است ؛ لا اله الا اللهُ ، الله اکبر، و ستایش مخصوص توست ای تنها بهانه ی نیایش .
آسمان که هر صبحدم تسبیح تو می گوید اینک در این صبح بارانی از شوق و شور در این عید عرفانی در مقابل روزه داران کم آورده است، این همه عاشق زیر سقف آسمان دست به سوی پروردگار به نیت پنج مهمان کساء پیامبر « اللهُم اهلَ الکِبریاءِ و العظمةِ و اهلَ الجودِ و الجبروت » را ، با تو نجوا می کنند ، ای تو اهلِ عفو و رحمت و ای اهل تقوا و مغفرت ...
دانه دانه ی اشک آسمان با سرشک شوق آدمیان درآمیخته و همه فریاد می زنند « اسئَلُک بِحقّ هذا الیَوم » که قرارش دادی « للمسلمینَ عیدا » رحمت فرست بر محمد و خاندان او، بر مهدی موعود، بر منتَظَر دل ما، سلام ما را برسان یا الله !
«و اعوذُ بِکَ مِمَاستَعاذَ منهُ عِبادُک الصالحون» پناه می برم به تو از دردِ جانکاه انتظار...!
چه نشاط انگیز است همگام با نسیم صبحِ بارانی پس از یک ماه روزه داری و نماز عاشقی، یک صدا با دیگر عاشقان، هم نوا با آن یار سفر کرده! ندای « اللهُم رَبَّ النورِِ العظیم » سر دهی و در آخر با ضربه های قلبت « العجل، العجل، العجل » را عیدانه از خداوند درخواست کنی .
پس از یک ماه روزه داری و لب تشنگی اکنون با باران رحمت پروردگار روزه ات را افطار کن !
روزه ات قبول
به غیر از وصیّت کوتاهی که در نهج البلاغه از امام علی (علیه السلام) ثبت گردیده ، وصیّتهای دیگری نیز از ایشان در سندهای قدیمی دیده میشود.
امام حسن (علیه السلام) پاسخ داد: "چرا نگریم که تو در نخستین روز آن جهان و آخرین روز این جهانی" ،
حضرت فرمود: " پسرم! چهار چیز را به تو میگویم که به خاطر بسپار و به کار دار، و چهار چیز را اگر انجام ندهی، اندک زیانی به تو نمیرساند."
و اما آنهایی که باید به کار بندی:
1- خرد برترین توانگری است .
2- بدترین تهیدستی نادانی است .
3- خودبینی، وحشتناک ترین وحشت است .
4- خوش خوئی گرامی ترین حسب می باشد.
و اما چهار خصلتی که باید از آن پرهیز نمایی:
1- از دوستی با احمق که او خواهد ترا سود رساند لیکن به زیانت کشاند.
2- از دوستی با دروغگو که دور را به تو نزدیک و نزدیک را دور نماید.
3- از دوستی با بخیل که چیزی را که بدان سخت نیازمندی از تو دریغ میدارد.
4- از دوستی با تبهکار که تو را به هنگام سود خود میفروشد .
و نیز آوردهاند که وقتی امیرالمؤمنین ضربت خورد، برای امام حسن و امام حسین (علیهماالسلام) اینگونه وصیت فرمود :
شما را سفارش میکنم به :
ترسیدن از خدا ، و این که دنیا را نخواهید هر چند دنیا در پی شما بیاید. دریغ مخورید بر چیزی ، از آن که به دستتان نیاید. حق را بگویید، برای پاداش - آن جهان - کار کنید ، با ستمکار در پیکار باشید و ستمدیده را یاری کنید .
شما و همه فرزندان و خویشانم و آن کسانی که نامه من به ایشان رسد را ، سفارش میکنم به :
ترس از خدا و آراستن کارها ، آشتی با یکدیگر ، که من از جد شما شنیدم که فرمود: «آشتی دادن میان مردمان بهتر است از نماز و روزه سالیان.»
خدا را ! خدا را! درباره یتیمان، آنان را گاه گرسنه و گاه سیر مدارید، و نزد خود ضایعشان مگذارید.
خدا را! خدا را! همسایگان را بپایید که سفارش شده پیامبر شمایند و پیوسته درباره آنان سفارش می فرمود چندان که گمان بردیم برای آنان ارثی معین خواهد کرد .
خدا را! خدا را! درباره قرآن، مبادا دیگری بر شما پیشی گیرد در رفتار به احکام آن.
خدا را! خدا را! درباره نماز، که نماز ستون دین شماست.
خدا را! خدا را! در حق خانه پروردگارتان، آن را خالی مگذارید، تا آنجا که در این جهان ماندگارید، که اگر - حرمت - آن را حفظ ننمایید به عذاب خدا گرفتار شوید .
خدا را! خدا را! درباره جهاد در راه خدا. درباره مالتان، جانتان و زبانتان!
بر شما باد به یگدیگر پیوستن و به هم بخشیدن. مبادا از هم روی بگردانید و پیوند هم را بگسلانید.
امر به معروف و نهی از منکر را وامگذارید که بدترین شما حکمرانی شما را بر دست گیرند! آنگاه دعا کنید و از شما نپذیرند.
پسران عبدالمطلب!
نبینم در خون مسلمانان فرو رفتهاید و بگویید امیر مؤمنان را کشتهاند! بدانید جز کشنده من نباید کسی به خون من کشته شود.
بنگرید !
اگر من از این ضربت او مُردم ، او را تنها یک ضربت بزنید و دست و پا و دیگر اندام او را مبرید که من از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم :
«بپرهیزید از بریدن اندام مرده هر چند سگ دیوانه باشد.»

برداشتی از دعای روزهای ماه رمضان
امشب نخستین بار است كه تو را مىبینم چهرهات به زیبایى مىدرخشید. سر بر آسمان برداشتهاى، هلال ماه را مىنگرى و زمزمه مى كنى :
خدایا این ماه را بر ما به امنیت و ایمان ، سلامت و اسلام ، عافیت و دفع درد و ... نو گردان .
-اولین روز رمضان بر تو مباركباد . مىدانى میهمان چه كسى هستى؟ او كه معبود جهانیان است و عفوكننده گنهكاران . از او درخواستسلامت روزه و شب زنده داریت را بنما !
-دو روز است كه لب از خوردن فرو بستهاى . تلاش كن تا به خشنودى پروردگارت نزدیكتر و از خشم او دور شوى . از مهربانترین مهربانان توفیق خواندن آیاتش را طلب كن !
-امروز سوم رمضان است. براى تیزهوشى و بیداریت دعا كن و از هر چه در آن بىخردى و اشتباه است بپرهیز . سهمت را از خیر و بركت این ماه افزونتر بخواه كه او بخشنده ترین بخشندگان است .
-چهار روز است كه درهاى آسمان به رویت گشوده شده . براى برپاداشتن فرمان و دستور خدا برخیز آنگونه كه شایسته است و سپاسگزارش باش . بىشك پروردگارت به احوال تو بیناترین بینایان است .
-پنجمین روز رمضان است ومیزبان گوش به دل تو دارد . دستبه دعا بردار : خدایا در این ماه مرا از آمرزش خواهان ، از بندگان شایسته فرمانبردارت ، از اولیاء مقرب درگاهت ، از... قرار ده .
-شش روز است صبرت را مىآزمایى . تردید، لحظهاى تو را وانمی گذارد . از نافرمانى او مىترسى ، از تازیانههاى عذابش بیمناكى ، از موجبات خشمش گریزانى ... و سخت دوستش دارى كه نهایت اشتیاق مشتاقان است .
-هفت روز تشنگى جسم را تاب آوردى و جانت را به ذكر او سیراب ساختى . از هر چه سستى و لغزش است به راهنماى گمراهان پناه ببر !
-هشتم رمضان آمده . مبادا مهرت را از یتیمان دریغ كنى . طعامت را با آنان تقسیم كن . سلامت را آشكار كن و همنشینى با كریمان را بیاموز !
-نه روز استبا روزهدارانى . رحمت گسترده او را دریافتهاى؟ دلیل هاى درخشانش را دیدهاى؟ اسباب خشنودیش را فراهم ساختهاى؟ او آرزوى مشتاقان است .
-یك سوم رمضان گذشت . بر خدا توكل كن تا از سعادتمندان درگاه و مقربان پیشگاهش باشى . او را بطلب كه هدف نهایى جویندگان است .
-یازدهم رمضان است . از او بخواه كه تو را دوستدار احسان و نیكى گرداند و از فسق و نافرمانى دور شوى . از او بخواه كه سوز آتش را بر تو حرام گرداند . او فریادرس فریادخواهان است .
-دوازده روز از رمضان مىگذرد . جامه ستر و عفاف برازندهات باد . قناعت را پیشه كن و عدالت و انصاف را از نظر دور مدار .
-امروز، سیزدهمین روز رمضان است . و توسعادتمندتر از دیگرانى ، اگر از آلودگى پاك شوى و بر مقدراتتشكیبایى ورزى ، اگر پرهیزكار باشى و همزبانى با نیكان را برگزینى .
-چهارده روز است كه میهمان خدایى ! پروردگارى كه عزت بخش مسلمانان است و تو را از خطا و لغزش باز مىدارد . امید كه هدف بلاها و آفات قرار نگیرى .
-رمضان به نیمه رسید . خدایا ! اطاعت فروتنان را روزى ما بگردان و سینهمان را براى بازگشتبه سوى خویش گشاده ساز ! اى امانبخش آنانی که می ترسند !
-شانزدهم رمضان است . مهیا شو تا همراهى نیكان كنى ، از اشرار دورى گزین و ساكن منزل امن آرامش شو !
-هفده روز است رمضانى شدهاى ، و بهرهمند از راهنمایىهاى پروردگارت . از او - كه داناست به آنچه در دل توست و بىنیاز است از سؤال و تفسیر- بخواه تا حاجات و آرزوهاى تو را برآورد .
-هجده روز را پشتسر گذاشتهاى . چه بركتى است در سحرهاى رمضان، چه نورى است در دلهاى رمضانیان، و چه لذتى است در پیروى او كه روشنىبخش قلبهاى عارفان است !
-امروز نوزدهم رمضان است . تنها خدا مىداند بر ما چه گذشته و قدرمان چه بوده . اى هدایت كننده مهربان به سوى حقیقت آشكار ، راهنمایمان باش !
-بیست روز از رمضان مىگذرد . فرصت مناجات را از دست مده از او كه آرامش را در دلهاى مؤمنان فرو مىفرستد طلب گشایش درهاى بهشت را براى امشب و همیشه بنما !
-قدرى دیگر گذشت امروز بیست و یكم رمضان است . راه تسلط شیطان را بر خود ببند و دلیلى براى رسیدن به خشنودى او بیاب !
-براى بیست و دومین بار او را بخوان : اى پاسخ دهنده دعاى درماندگان ، فضل و بركت خود را بر ما نازل فرما و ما رادر دل رضوانت ساكنمان گردان !
-باورت می شدکه توفیق سه «قدر» را داشته باشى؟ از او كه لغزشهاى گنهكاران را نادیده مىگیرد تمنا كن تا تو را نیز در این ماه از گناهان شستشو دهد و از عیبها پاكت گرداند .
-بیست و چهار روز از رمضان گذشت . پناه ببر به او از آنچه بیازاردش و پیرویش كن در آنچه فرمانت داده . هزار بار نامش را فریاد كن که بخشندهترین استبه درخواستكنندگان .
-مىدانم دلت گرفته پنج روز بیشتر به پایان رمضان نمانده و تو همچنان به دوستدارى دوستان او و دشمنى دشمنانش مىاندیشى . پیمان سبزت جاودانه باد !
-امروز كه بگذرد تنها چهار سحر دیگر با هم بیدار مىشویم . ای كاش در این ماه تلاشمان مورد تقدیر قرار گیرد و گناهانمان آمرزیده گردد ، عملمان پذیرفته شود و عیب هایمان پوشیده بماند !
-دیشب آخرین شب «قدر» بود . از رأفت پروردگار دور نیست كه عذرهایمان را پذیرفته باشد و امورمان را به سوى آسانى پیش براند . آرى اونسبت به بندگان صالحش مهربانترین است .
-روز ما چه زود مىگذرد و سخت است به این روزها ، زندگى را گذراندن . دو روز دیگر رمضان مىرود . نكند از انجام مستحبات و نوافل بىبهره مانده باشى .
-تنها یك روز مانده ، امروز بیست و نهم رمضان است : خدایا ما را در این ماه به مهر خود فراگیر و دلهامان را از تیرگی هاى تهمت پاك گردان ! اى مهربان به بندگان مومن !
-امشب هنگامه وداع است . چه لذتى داشت آمدن رمضان و چه دردى است رفتنش . دل بستهایم كه پذیراى بندگی مان گردد و بهره طاعتمان ، خشنودى او و رسول پاكش باشد .
شفاعت امّت پیغمبر در قيامت با دستان قمر بني هاشم (ع)
عظمت حضرت ابوالفضل (ع) بر هيچ کس پوشيده نيست اما اين روايت به گونه اي از بزرگي اين شه زاده در ذهن مجسم مي کند که همه ما را به اين وجود مقدس متمايل ميکند و عشق او را در دل ما مي اندازد .
در رستاخيز اکبر ، حضرت رسول اکرم ( صلي الله عليه و آله ) به جناب اميرالمؤمنين (ع) مي گويند:
ياعلي ، به فاطمه (س) بگو که براي شفاعت و نجات امت من در فزغ اکبر، چه تدبيري دارد ؟
حضرت مولي اميرالمؤمنين (ع) به بي بي فاطمه زهرا (س) آن پيغام را ابلاغ مي کنند .
و آن بانو مي فرمايند : اي اميرالمؤمنين !
« براي ما در مقام شفاعت، دو دست بريده پسرم عباس بسنده و کافي است. »
يا ابوالفضل !
قيامت ما را در همين دنيا برسان ما را از حجاب هاي اکبر اعمالمان نجات بده و شفاعت زيبايت را در همين دنيا نصيبمان کن و مزه لذت بخش مرگ و برزخ و قيامت را در همين جا نصيبمان کن که :
تو را باب حاجات آفريدند و ما را مخزن حاجات ...

سبزی نباتات
گردش در چمن ، افسردگی را می برد ، و دل را باز می کند ، چرا ؟
چون گیاهان اغلب رنگ سبز دارند .
اگر همه گیاهان به رنگ سرخ می بودند گردش در چمن ، در باغ و جنگل ، فرح بخش نبود بلکه برای اعصاب زیان داشت .
آیا اگر نباتات سیاهرنگ می نمودند افسردگی را می بردند ؟ یا آنکه دلمردگی می آوردند ؟
آیا بشر در این هنگام تفریحگاهی داشت ؟ آیا دلتنگی بشر دائمی نمی شد ؟
آیا رنگ همه گیاهان ، اگر زرد می بود و منظره پاییز همیشگی بود ، بشر چه می کرد ؟
اگر گیاهان همه سپید رنگ بودند دیگر چشمی صحیح و سالم یافت می شد ؟
شما نمی توانید برای مدتی به بیابانی پربرف نگاه کنید . رنگ سپید برف چشم شما را می زند . پزشکان برای زندگی در برف عینک مخصوصی را برای چشم لازم می دانند .
آیا اختیار سبز رنگی گیاهان ، در میان رنگها نشانه عقل و حکمت سازنده گیاهان نمی باشد ؟ او گیاهان را برای زندگی و نشاط بشر آفریده است .
اگر گیاهان به رنگ دیگر می بودند ، نقض غرض در خلقت آنها پیدا می شد . پس سازنده گیاهان و انسان یکی است ، که دانا است ، توانا است ، مهربان است و حکیم است .

تخم گذاری پروانه ها
پروانه ماده ، هنگام تخمگذاری بتکاپو می پردازد تا گیاهی را بیابد که نوزادش آن را دوست داشته باشد . تا وقتی که سر از تخم بیرون می آورد بی غذا نماند و زیست کند .
آری نوزاد پروانه از هر گیاهی خوشش نمی آید .
نوزاد پروانه هفت رنگ : خار و گل آفتابگردان را دوست می دارد .
نوزاد پروانه گوگردی : شبدر
نوزاد پروانه ابریشم : برگ توت
نوزاد پروانه دیگر برگ بید و برگ نارون و نوزاد پروانه های دیگر ، گیاهان دیگری را دوست دارند .
پروانه مادر پس از تخمگذاری ، تخمها را بوسیله شیره مخصوصی به زیر برگها می چسباند تا از خطر باران و آفتاب محفوظ بمانند .
تخم پروانه به کوچکی سر سوزن است و نوزادش مانند کرم می باشد و سپس بال در می آورد .
در میان انسان هایی که به حد اعلای ترقی و رشد مادی رسیده اند هنوز مادر باردار نمی تواند بداند که نوزادش چه چیز را دوست می دارد . آیا پروانه از انسان برتر است ؟! هرگز
پس بی گمان موجودی دانا و توانا ، پروانه را از انسان برتر می کند . همان موجودیکه بوی شیره می دهد و می گوید تخمهایت را به زیر برگهای درختان بچسبان تا از گزند آفتاب و باران محفوظ بمانند . او با چه زبان با پروانه سخن می گوید ؟

نسبت آب و خاک در زمین
72 صدم از کره زمین را آب فرا گرفته است . آنجا که دریاها و اقیانوسها را تشکیل می دهد .
28 صدم از کره زمین خاک و خشکی است که قاره های ششگانه زمین از آن تشکیل می شوند .
آب دریاها و اقیانوسها ، مادر بارانها و برفهای زمین می باشند . چون در اثر تبخیر آنها ، باران و برف پدید می آید و یان درست به مقدار احتیاج زندگان زمینی می باشد .
اگر وضع کره زمین ، برخلاف این بود ، چه می شد ؟
اگر بیست و هشت صدم سطح آن ، و هفتاد و دو صدمش خاک بود ، باران و برف یک سوم می شدند .
اگر آب و خاک در زمین به نسبت 50-50 بودند باران و برف از نصف مقدار موجود ، کمتر بودند ، سطح زمین تبدیل به بیابانی خشک و صحرایی سوزان می گشت ، نه گیاهی در آن می روئید و نه مرغزاری خرم در آن یافت می شد ؛ نه باغی و نه بوستانی دیده می شد ، نه محصولی بود و نه مزروعی ، نه بیشه ای بود و نه جنگلی ، که انسانها و جانورها از آنها تغذیه کنند .
تشنگی و گرسنگی همگان را فرا می گرفت و همه نابود می شدند و جانداری در روی زمین باقی نمی ماند .
دوست عزیز !
آیا بهتر از این ، نشانه ای برای او می خواهی که در میان هزاران نسبت میان آب و خاک ، نسبتی را آورده که دهنده حیات است ؟ آیا بهتر از این گواهی برای دانایی او ، توانایی او ، مهربانی او می خواهی ؟ اگر انصاف در تو حکومت کند ، نه ...
این سوره مکی است و دارای 26 آیه می باشد و این چنین آغاز می شود :
بِسمِ الله الرَحمن الرَحیم .
هَل اتَیکَ حَدیثُ الغاشِیَه (1) وُجُوهٌ یَومَئِذٌ الخاشِعَه(2) عامِلَهٌ ناصِبَه (3) تَصلی نارَاً حامِیَه(4) تُسقی مِن عَینٍ انِیَه (5) لَیسَ لَهُم طَعامٌ اِلّا مِن ضَریع(6) لا یُسمِنُ وَ لا یُغنی مِن جُوع(7)
ابتدای آیات در رابطه با پیامبر ، اواسط آن در رابطه با جهنم و نشانه هایش و اواخر آن در رابطه با بهشت و معاد و توحید صحبت می کند.
فضیلت سوره:
پیغمبر اکرم (ص) می فرمایند : هرکس سوره غاشیه را تلاوت کند خداوند در روز قیامت حسابرسی را برای او آسان می کند .
ابتدای آیه با هَل شروع می شود هَل اتَیکَ حَدیثُ الغاشِیَه (1) آیا آن خبر به تو رسیده است ؟
غاشیه نام دیگر قیامت است و از ریشه ی غشاوه می آید که به معنای پوشش و پوشاننده است .
علت اینکه قیامت را غاشیه می نامند این است که در قیامت همه چیز تحت پوشش درمی آید ، بدین معنا که نوری به چهره کافران و منافقان تابیده می شود و سیرت پست آنها نمایان می شود .
در جایی دیگر غاشیه را وجود و نام پیامبر بیان کرده اند که اشاره به بزرگی و عظمت ایشان دارد. به این منظور که پیامبر باید با عظمت و بزرگی یاد شود. اما روایت اول معتبرتر است.
وُجُوهٌ یَومَئِذٌ الخاشِعَه (2) ، چهره هایی در آن روز سرافکنده اند.
این یکی از نشانه های قیامت است همانطور که در سوره های مختلف نیز بیان شده است مانند: سوره تکویر : اِذَا الشَّمسُ کَوِّرَت (1) و اِذَا النُّجُومٌ کَدَرَت (2) وَاِذَا الجِبالُ سُیِّرَت (3)
آنگاه که خورشید در هم پیچیده شود و آنگاه که ستارگان تیره شوند و فرو ریزند و کوهها به راه افتند و خرد شوند.
ویا در سوره انشقاق می خوانیم : اِذَا السَّماءُ انشَقَّت (1) هنگامی که آسمان بشکافد.
هنگامی که همه این نشانه ها رخ دهد یعنی خورشید تاریک شود ، کوهها مانند پشم زده شود ، زمین دگرگون شده و گردوغبار همه جا را فرا گیرد محشر به پا می شود و در آن گروهی از مردم را می آورند که وُجُوهٌ یَومَئِذٌ الخاشِعَه .
خاشعه به معنای فروتن است یعنی کسی که سرش را به پایین انداخته و از این اتفاقی که افتاده ترسان و پشیمان است.
پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: زمانی که قیامت بر پا می شود مردم با چهره ی اصلی خودشان محشور می شوند و همچنین در این رابطه امام صادق(ع) فرموده اند : که این چهره ها به شکل حیواناتی نظیر خوک وسگ و ... است وچه بسا زشت تر و کریه تر .
مثلا افرادی که غیبت کرده اند به شکل مار و یا میمون و بوزینه محشور می شوند وپشیمان هستند.
عامِلَهٌ ناصِبَه (3) ، عمل بیهوده کرده و رنج آخرت برده اند.
تمام اعمالی که انجام داده اند به سود آنها نبوده بلکه همه ی آن رنج و مشقت بوده است . مانند کسانی که در دنیا به دنبال مال بوده و تمام وقتشان را صرف جمع کردن آن می کردند ولی بهره ای از آن در دنیا نبرده و بعد از مرگ به ارث می گذارند و خودشان با دست خالی از این دنیا می روند و وقتی چشمانشان را باز می کنند عامِلَهٌ ناصِبَه خود را دست خالی و بی چیز می بینند و می گویند که ما در دنیا خیلی کارها انجام داده بودیم اما اکنون چیزی نداریم.
اما خوشا به حال کسانی که در این دنیا زحمت می کشند واز دسترنج خود صرف صدقه و کارهای نیک هم می کنند.
« امان از جهنم و آتش آن »
در ارتباط با جهنم پیامبر (ص) می فرمایند :
وقتی که به معراج رفته بودم 70 هزار ملک را دیدم که با70 هزار افسار ، جهنم را گرفته و در حال آوردن آن هستند که مبادا بگریزد که در صورت رها شدن آن تمام مردم جهان درآتش آن می سوختند. عامِلَهٌ ناصِبَه در این هنگام است که انسان سرش را به پایین افکنده و چیزی ندارد.
تَصلی نارَاً حامِیَه (4) ، ناچار به آتشی سوزان در آیند.
تُسقی مِن عَینٍ انِیَه (5) ، از چشمه های داغ نوشانده شوند.
در این هنگام که انسانها سرهایشان پایین است خداوند می فرماید : اینها را به دلیل اعمال زشتشان وارد جهنم میکنم جهنمی که انسانها را می سوزاند و ابدی است.
تصلی به معنای جهنمی که دائمی و در حال سوزاندن است.آتشی که از درون انسانها را می سوزاند و مانند آتش این دنیا نیست که اول پوست را بسوزاند و بعد گوشت و بقیه ی اعضا را ، بلکه این آتش ابتدا دل انسانها را می سوزاند و بعد گوشت و استخوان و در آخر به پوست می رسد و از درون شعله ور است به شکلی که انسان را متلاشی می کند.
انیه به معنای انتهای یک چیز است .
قرآن می فرماید: به حدی این آتش گرم است که شدت آن به نهایت خود می رسد و جهنمیان طاقتشان تمام می شود و می گویند که خدایا ما تشنه ایم کمی آب به ما دهید ، آنها را به سمت آب راهنمایی می کنند تُسقی مِن عَینٍ انِیَه بروید و از آن آتش گرم جهنم بنوشید.
لَیسَ لَهُم طَعامٌ اِلّا مِن ضَریع (6) ، طعامی جز از خار تلخ ندارند.
آنگاه آنها را به قدری عذاب می دهند که گرسنه می شوند و غذا طلب می کنند آن وقت است که ندا می آید به آنها غذا بدهید اما غذای آنها چیزی جز ضریع نیست.
پیامبر(ص) می فرمایند : ضریع خاری است که هیچ حیوانی در این دنیا از آن نخورده و بسیار خشک و سوزاننده است.
لا یُسمِنُ وَ لا یُغنی مِن جُوع (7) ، که نه فربه کند و نه گرسنگی زداید.
وهر چه از آن می خورند سیر نمی شوند.
چکیده ای از کلاس تفسیر استاد ارجمند جناب آقای مؤیدی

يكي از لقب هاي معروف فاطمه زهرا (س) « ام ابيها » است :
« ام » در فارسي به معني مادر و « ابيها » به معناي پدر ، يعني مادر پدرش و اين معلوم است كه به طريق حقيقت نيست بلكه به طريق مجاز است .
اگر سيري در واژه ها كنيم مي بينيم جاده اعظم را « ام الطريق » گويند و فاتحه الكتاب را « ام الكتاب » گويند و مكه را« ام القراي » و شراب را « ام السيئه» نامند چون سبب از براي گناهان ديگر است ، زمين را هم ام گويند براي آنكه اصل انسان از اوست و رجوعش هم به سوي اوست ، رئيس قوم را هم « ام » القوم خوانند و « ثمره درخت » را نيز « ام » گويند .
پس در واقع حضرت فاطمه (س) ثمره درخت نبوت است و حاصل عمر رسالت پس معني «ام ابيها» آن است كه فاطمه (س) اصل پيغمبر است و همان فرزندي است كه پيغمبر مي خواست و مقصودش بود .
وجه دوم : پدر گاهي به پسرش از راه رافت و رحمت مي گويد پدر جان ، بابا جان ، و به دخترش مي گويد مادر جان ؛ اينگونه الفاظ بين عرب و عجم شايعه است مانند برادر جان و نظاير آن ، پيامبر اكرم (ص) هم از فرط محبت و كثرت شفقت و دوستي پدر به فرزند است كه او را ام ابيها مي خواند .
وجه سوم :
چون آيه « و افي هدايه النبي اولي بالمومنين من انفسهم و ازواجه امساتهم »
در مدينه نازل شد و زوجات رسول خدا هر يك كنيه ام المومنين مفتخر شده اند و همگي امهات مومنين شدند . فاطمه زهرا (س) از اين تشريف براي خود شرف و مزيتي خواست پس رسول اكرم (س) فاطمه را چون جان شيرين در بركشيد ، بوييد و بوسيد و به اين كنيه اش « ام ابيها » خواند و ناميد يعني اگر :
« زن هاي من مادرهاي امت من هستند تو بالاتر از ايشاني قدراٌ و مرتبتاٌ زيرا تو مادر مني »
نام و یاد خدا آرامش بخش قلبها است
خداوند متعال کتابی بر پیامبر اکرم (ص) نازل فرمود که نوری است خاموش نشدنی و چراغ پر فروغی است که به تاریکی نمی گراید طریقه ای است که رهروانش گمراه نمی شوند ، و مایه جدایی حق از باطل است که برهانش خاموش نمی گردد .
پس بیایید از این چشمه جوشان انوار الهی که گواراترین جرعه های حکمت را در بر دارد بر ذره ذره وجودمان جاری نماییم .
دارالقرآن حضرت ابوالفضل (ع) در سایه الطاف الهی و توجهات حضرت ولی عصر (ع) و با تکیه بر مدیریت اساتید قرآنی نمونه شما عزیزان را در دو بخش خواهران و برادران در رسیدن به اهداف قرآنی یاری می نماید .
لیست برنامه كلاس هاي دارالقرآن حضرت ابوالفضل (ع)
|
زمان |
۱۱-۹ |
۱۷-۱۶ |
۱۷:۳۰-۱۶ |
۱۹-۱۷:۳۰ |
۱۹-۱۷ |
۱۹-۱۶ |
|
شنبه |
|
روخوانی- روانخوانی |
اخلاق |
|||
|
دوشنبه |
مشاوره با وقت قبلی |
روخوانی-روانخوانی |
معارف - بخش اول با موضوع ولایت فقیه |
|||
|
چهارشنبه |
مشاوره با وقت قبلی |
احکام |
تفسیر تحقیقی قرآن کریم |
تفسیرکل قرآن کریم | ||
|
پنج شنبه |
تفسیرکل قرآن کریم |
زمان شروع كلاس ها : از 8/3/1388
مکان برگزاری کلاس ها : خیابان آبکوه – آبکوه 21 – نبش چهارراه اول – (شهریار شمالی) – سمت چپ – پلاک 317 – دارالقرآن حضرت ابوالفضل (ع)
جهت ثبت نام :
شنبه تا پنج شنبه از ساعت 8 الی 19 : چهاراره شهدا به طرف راه آهن – آزادی 8 – سمت چپ کوچه سوم - زائر سرای حضرت باقر (ع) کتابخانه دفتر آیت ا... العظمی مکارم شیرازی مراجعه نماييد . شماره تماس : 2241452
دفتر مرکزی دارالقرآن :
چهارراه شهدا به طرف راه آهن آزادی 6 دفتر آیت ا... العظمی مکارم شیرازی (مدظله)
امروز ایران اسلامی و جهان اسلام وبلکه عالم خلقت یکی از ارکان و اوتاد خود را از دست داد.
مرحوم آیت الله العظمی محمد تقی بهجت مردی که هیچگاه چشمان آسمان پیمایش بر فیض سحر بسته نماند و از لبان مبارکش جز کلام وحی و سخنان معصومین واولیاء خدا نتراوید" به اختیار خود !"چشم بر جهان فروبست. زمان دردانه خود را ازدست داد و زمین گوهری یکدانه را در برکشید.
مردی که امام عظیم الشان که خود در مدارج عرفانی از قلّه نشینان بود در مورد او به فرزند شهیدشان حاج آقا مصطفی (ره) فرموده بودند :
"ایشان دارای موت اختیاری هستند.یعنی قدرت این را دارند که هر وقت بخواهند روح را از بدن جدا کنند و به اصطلاح خلع کنند وباز مراجعت کنند."
و تازه این شهادت ها بر کرامات و مدارج عرفانی او در سنین جوانی و میانسالی او بیان گردیده است و خدا میداند که این مرد کم نظیر در سنین کهولت و بعد از عمری تلاش بی وقفه و حرکت شتابان به سمت قله های عرفان اصیل اسلامی وزهد و پارسایی به چه مقاماتی دست یافته بود. او که حتّی لحظه ای از عمر شریفش را نه به بطالت که حتی به تفریح هم نگذراند .
یکی از بستگان ایشان نقل می کنند که یکی از ارادتمندان ایشان بارها از آقا خواهش می کردند که به باغ ایشان سری بزنند. بالاخره بعد از مدتها معظم له پذیرفتند. بمحض ورود به باغ ایشان نگاهی به آسمان کردند . خدمت ایشان گفتیم دنبال چه می گردید ؟ فرمودند : دنبال جایی هستم که سایه باشد. زیر درختی عبای خود را انداختند و مشغول مطالعه و خواندن زیارت عاشورا و... شدند و تا آخر هرچه صاحب باغ میوه های مختلف خدمت ایشان آوردند لب نزدند و فرمودند اینها را بدهید به اهلش. حتی یک دانه انگور هم نخوردند!
فقط خدا می داند که در لحظات باشکوه عروج روح ملکوتی این مرد الهی چه ولوله ای درعالم خلقت پدید آمده است و چه بزرگانی به پیشواز روح قدسی او از ملکوت خدا رهسپار ناسوت شده اند .
شاید امروز که او در بین مریدان بی شمارش نیست قفل زبان هایی که او مَُهر کرده بود بشکند و قطره ای از دریای بی نهایت کرامات باهره او برای اهل دل نمایان شود.
مرحوم بهجت تا در قید حیات بودند نزدیکان و شاگردان خاص و کسانی که از این مرد ربّانی کرامت ها دیده بودند از بیان آنها بشدت منع شده بودند و خود حضرت ایشان هم که بسیار کتوم بودند و چنان رفتار می کردند که جز کسانی که خبر از کرامات او داشتند یا خود از او معجزهای بی پرده دیده بودند کسی از نوع گفتار و رفتار او نمی توانست به دنیای پررمزوراز درون پرشور او راهی بیابد یا حتّی گمانی کند. معدودی از شاگردان خاص ایشان بصورت مختصر نکاتی را از این مرد الهی بر زبان آورده اند .
آیت الله حاج شیخ عباس هاتف قوچانی می فرمایند:
"آیت الله بهجت بسیار به مسجد می رفتند و شبها تا به صبح به تنهایی بیتوته می کردند. یک شب که بسیار تاریک بود و چراغی هم در مسجد روشن نبود ایشان در میانه شب احتیاج به تجدید وضو پیدا می کنند. به ناچار باید از مسجد بیرون میرفتند ودر محل وضوخانه که بیرون مسجد ودر سمت شرقی آن واقع است وضو می گرفتند. ناگهان در اثر عبور این مسافت در شب و تنهایی ، مختصر احساس ترسی در ایشان پیدا میشود ، به مجرّد این خوف ، یک مرتبه نوری همچون چراغ در پیشاپیش ایشان پدیدار می شود و همراه ایشان حرکت می کند و ایشان با آن نورخارج شده و وضو می گیرند و سپس به جای خود بر میگردند و در همه این احوال آن نور دربرابرشان حرکت می کرده تا اینکه به محل خود میرسند و آن نور از بین میرود."
اکنون و در این مجال که دل همه عاشقان و ارادتمندان آن یگانه دوران ، داغدیده و غمبار است نمی توان جز ناله و آه ، ندایی سرداد و از مردی که بعد از رفتن او شاید بخشی از برکات وجودی او بر همگان آشکار شود و بسا شرّها که از نوع بشر به برکت وجود این دردانه های هستی از اهل زمین دفع شده و بلاها از برکت آنها از این آب و خاک گردانده شده است به تفصیل چیزی نوشت.
بعنوان حسن ختام حکایت دیگری از کرامات این شیخ پارسا را ذکر میکنم :
شخصی از برخی شبهات اعتقادی در رنج بوده ، از شهرش به سوی قم حرکت می نماید و در آنجا مأوی می گیرد. شبی آیت الله بهجت را در خواب میبیند و ایشان پاسخ شبهات ایشان را می دهند . آن شخص از خواب برمیخیزد و در صادقه بودن رؤیا ، خلجانی در قلبش پدید می آید.لذا روز جمعه برای مطرح کردن آن شبهات به محضر پرفیض آیت الله بهجت می روند . ایشان نقل می کنند که بمحض اینکه آمدم موضوع را مطرح کنم ایشان فرمودند :"جواب همانهایی بود که در خواب به تو گفتم ، تردید مکن !"
خدایا به روح قدسی این مرجع عالیقدر و عارف عامل رشحه ای از آنچه به او به برکت یک عمر اخلاص و مراقبت نفس عطا فرمودی به ما اگرچه لیاقتش رانداریم اما به کرمت عنایت فرما و روح بلند و فردوسی او را به پاس همه سختی هایی که به نفس خود در دنیا چشاند بر سفره آرامش و رحمت بی انتهایت میهمان کن . آمین یا ربّ العالمین
منابع حکایات:کتاب فریادگر توحید، موسسه فرهنگی اهل بیت و کتاب"برنامه سلوک" به اهتمام:دکتر علی شیروانی



